آیا ولی فقیه اشتباه می کند؟
در چند بند نکاتی را در رابطه با سوال فوق عرض می کنم:
1- خداوند از ما چه چیزی خواسته است؟
با مراجعه به قرآن با این آیه مواجه می شویم: أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و اولی الامر منکم. خداوند از ما اطاعت محض از رسول الله و امامان معصوم را خواسته است؛ حال چه رسول الله اشتباه بکند و چه نکند(ما معتقد به عصمت رسول الله هستیم ولی بنده می خواهم نکته دیگری را عرض کنم.دقت بفرمایید).
طبق ادله¬ی عقلی و نقلی فراوان اطاعت از نائب عام امام زمان در عصر غیبت کبری(که همان ولی فقیه است) واجب عینی است. یعنی خداوند از ما اطاعت از ولی فقیه را خواسته است. حال ما نباید کاسه ی داغ تر از آش شویم و بگوییم: ولی فقیه که عصمت ندارد، پس چگونه از او تبعیت کنیم. ما فردای قیامت برای تبعیت از ولی فقیه حجت شرعی داریم و حتی در صورت تبعیت از اشتباه ولی فقیه باز هم نزد خدا ماجور هستیم، انشاءالله.
این مساله تقریبا شبیه فتواهای مختلف مراجع در رابطه با یک موضوع واحد است. بالاخره حکم اسلام یکی است ولی ما موظف به تقلید از مرجعمان هستیم حتی اگر وی در استنباط حکم دچار اشتباه شده باشد. اگر مجتهد بر اساس استنباط خود، حکم حقیقی اسلام را استخراج کرده باشد، دو اجر دارد ولی اگر تلاش خود را انجام داد و فتوایش مطابق با حکم حقیقی اسلام نبود، باز هم یک اجر نزد خداوند متعال دارد.
2- ولی فقیه چه زمانی اظهار نظر می کند؟
این از مسلمات است که ولی فقیه تا در مساله ای به یقین نرسد، لب به سخن باز نمی کند. بارها حضرت آقا فرمودند که بنده چون در مسایل اقتصادی صاحب نظر نیستم، اظهار نظر نمی کنم و فقط خطوط کلی را بیان می کنند. نتیجه اینکه تبعیت از یقین ولی فقیه بر تمام ما واجب عینی است هر چند که بعدها مشخص شود ولی فقیه اشتباه کرده است. ما باید در هر لحظه به وظیفه مان عمل کنیم.
3- منظورمان از اشتباه چیست؟
این از قطعیات است که امام معصوم در اداره جامعه از علم غیب و عصمت خود استفاده نمی کردند. به عنوان شاهد، حضرت امیرالمومنین بر اساس سوابق افراد برای شهرهای مختلف والیانی قرار می دادند. ولی بعد از مدتی به خاطر تخلف والیان آنها را عزل می کردند. حال آیا تبعیت از امیرالمومنین مخدوش می شود؟ آیا می توان گفت که تبعیت از حاکم بعدی که امیرالمومنین قرار می دهد واجب نیست چون ممکن است که امیرالمومنین بعد از مدتی صلاحیت او را هم زیر سوال ببرند!!! نتیجه آنکه هر اشتباهی سبب عدم اطاعت از ولی امر نمی شود.
4- با توجه به قاعده لطف، آیا ولی فقیه اشتباهی که منتج به عدم تبعیت از وی شود، انجام می دهد؟
برای پاسخ به این سوال بهتر است داستان شیخ مفید را مرور کنیم: در زمان شیخ مفید قدس سره شخصی از روستایی به خدمت ایشان رسیده و سوال کرد : زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است ؛ آیا باید شکم زن را شکافت و طفل را بیرون آورد یا این که به همان حالت او را دفن کنیم ؟
شیخ فرمود : با همان حمل (طفل) زن را دفن کنید. آن مرد برگشت ، ولی متوجه شد سواری می تازد و می آید . وقتی نزدیک او رسید ، گفت : « ای مرد ؛ شیخ مفید فرمود : شکم آن زن را شکافته و طفل را بیرون آورید ، بعد او را دفن کنید » . مرد روستایی همین کار را کرد. پس از مدتی ماجرای آن سوار را برای شیخ نقل کردند . ایشان فرمود : من کسی را نفرستاده بودم . معلوم است که آن شخص حضرت صاحب الزمان علیه السلام بوده اند . حال که ما در احکام شرعی اشتباه می کنیم ، همان بهتر که دیگر فتوا ندهیم ؛ لذا در خانه خود را بست و بیرون نیامد .
اما از ناحیه مقدسه حضرت صاحب الزمان علیه السلام توقیعی صادر شد که بر شما است فتوا دادن و برما است که نگذاریم شما در خطا واقع شوید .
این مساله همان قاعده ی لطف است. یعنی عنایات حضرت بقیت الله متوجه نواب خود می باشد و آنها را رها نکرده است. حال آیا منطقی است بگوییم: امام زمان که حاضر نیست به خاطر حکم نائب خود حتی یک جنین بمیرد، عنایت وتوجهش شامل امام المسلمین - که هر سخنرانی اش مناسبات منطقه و جهان را تحت تاثیر قرار می دهد- نمی شود.
امام زمان در حدیثی اینگونه می فرمایند: إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِكُمْ، وَلا ناسینَ لِذَكْرِكُمْ، وَلَوْلا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ الَّلأْواءُ وَاصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ ؛ ما در رسیدگى و سرپرستى شما كوتاهى و اهمال نكرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم كه اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ریشه كن مى نمودند.
حسن ختام این مطلب هم سخنی از امام عزیزمان است که در جریان فتنه ی 88 و پس از قیام میلیونی 9 دی فرمودند: هرچه انسان در اطراف اين قضايا فكر ميكند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولايت را، روح حسين بن على (عليه السّلام)را مىبيند. اين كارها كارهائى نيست كه با ارادهى امثال ما انجام بگيرد؛اين كار خداست.اين دست قدرت الهى است.
برچسبها: اشتباه رهبری, ولایت فقیه
بقیه عکس ها به تدریج در ادامه مطلب اضافه خواهد شد...
این کار را می کنیم که هی تند تند به وبلاگ سر بزنید!

برچسبها: اردوی تفریحی
چشمه ی آب حیاتی لک لبیک حسین (ع)
خط پیشانی تو مظهر وجه الّهی
بس که مستغرق ذاتی لک لبیک حسین (ع)
از ازل بندگیم نوکری خانه ی توست
حقاً ارباب صفاتی لک لبیک حسین (ع)
بین طوفانِ گنه غرق شدم کاری کن
ای که کشتی نجاتی لک لبیک حسین (ع)
کاش سر تا به قدم گریه شوم آب شوم
تو قتیل العبراتی لک لبیک حسین (ع)
باز از قافله ی کرب و بلا جا ماندم
کن عطا برگ براتی لک لبیک حسین (ع)
شاعر: قاسم نعمتی
برچسبها: عرفه
برچسبها: امام جواد, شهادت
1ـ ریشه نافرمانی حضرت آدم که باعث خروج او از جنت شد، حرص و طمع بود.
امام حسن مجتبی علیه السلام : هلاکت و نابودى مردم در سه چیز است: کبر، حرص، حسد.
تکبّر که به سبب آن دین از بین ميرود و به واسطه آن، ابلیس، مورد لعنت قرار گرفت.
حرص که دشمن جان آدمى است و به واسطه آن آدم از بهشت خارج شد.
حسد که سررشته بدى است و به واسطه آن قابیل، هابیل را کشت. (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 75، ص 111)
2ـ امام کاظم علیه السلام در سفارش معروف خود به جناب هشام، پنج آفت مهم حرص را نام می برند :
ای هشام ! از طمع بپرهیز و به آنچه مردم دارند، چشمداشتی نداشته باش. چشمداشت به مخلوق را در خود بمیران؛ زیرا طمع و چشمداشت : 1) کلید هر خواری است. 2) عقل را می دزدد. 3) انسانیت ها را می برد. 4) آبرو را می آلاید. 5) دانش را از بین می برد. (تحف العقول، النص، ص 399)
3ـ بسیاری از مشکلات اقتصادی ما ناشی از ضعف های اخلاقی و فرهنگی است.
شایعه می شود که فلان کالا کم است، مردم هجوم می آورند.
قیمت دلار رو به افزایش می رود، مردم هجوم می آورند.
چرا حرص؟ چرا طمع؟
4ـ امام خامنه ای : ما امروز متأسفانه دچار اسراف و مصرفزدگى هستيم. من بارها اين را عرض كردهام، باز هم عرض مي كنم؛ اين خطر است در راه ما. مصرفزدگى را بايد كم كنيم، حرص به متاع و كالاى دنيا را بايد كم كنيم. تا يك شايعهاى درست مي شود كه فلان چيز كم است، مردم هجوم مىآورند براى اينكه بيشتر آن را جمع كنند، كه نبادا دچار كمبود آن شوند؛ در حالى كه آن شىء ممكن است جزو چيزهاى لازم زندگى هم نباشد. خب، اگر آن جنس كم هم نيست، همين هجوم مردم آن را كم مي كند. ما به اين مسئله توجه نمي كنيم. اين يكى از ضعف هاى ماست؛ ما اين ضعف را بايد برطرف كنيم. (خطبه های نماز جمعه تهران ـ 14/ 11 / 90)
5ـ فعالان عرصه فرهنگی و افسران جنگ نرم به هوش باشند. همگی مشمول فرمان جهاد اقتصادی، تولید ملی، اصلاح الگوی مصرف و تمام شعارهای اقتصادی هستیم. برای لبیک به ندای رهبر و کمک به استقلال اقتصادی کشور، کمربندها را ببندیم و آستین ها را بالا بزنیم.
لبیک یا امام
برچسبها: طمع, گرانی های اخیر, جهاد اقتصادی
باسلام خدمت تمامی اعضا،خوانندگان و هواداران عزیز؛
ضمن عذرخواهی به دلیل تاخیر در بروزرسانی وبلاگ ، تعدادی از تصاویر تجمع سوم مهرماه که به دعوت گروه فرهنگی یاران خمینی ره و با همکاری تشکل های فرهنگی شهرک شهید محلاتی در مقبره الشهدا برگزار شد را از میان انبوه تصاویر گرفته شده انتخاب و در خدمت شما قرار دادیم.اهمیت موضوع این تجمع ما را برآن داشت تا حتی پس از گذشت حدود دو هفته ، به نشر اخبار و تصاویر بپردازیم.منتظر نظرات،مطالب و پیشنهادات شما هستیم.همیشه یاعلی مدد.



ادامه تصاویر در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
http://www.sepahnews.com/shownews.Aspx?ID=7e299657-7d7e-4b9b-8ac9-da57e4374754
http://www.basijsazandegi.com/main/index.php?Page=definition&UID=1799104



برچسبها: تجمع3مهر, تصاویر, اخبار, یاران خمینی
برچسبها: تجمع 3 مهر, قطعنامه, یاران خمینی
به بهانه توهین آشکار فیلم امریکایی - صهیونیستی
به پیامبر اعظم (ص):
این برای چندمین بار است که به پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم توهین می شود. به نظرم چند نکته را نباید فراموش کرد:
1 - بدیهی است یکی از اهداف کسانی که در پشت پرده این هتک حرمتها هستند عادی شدن این توهین ها برای مسلمین است.یادم است هنگامی که حرم سامرا را تخریب کردند سید حسن نصرالله در تحلیلی گفت هدف اصلی آنان از این کار عادی کردن تخریب اماکن مقدسه برای مسلمانان خصوصا شیعیان است تا اگر روزی مسجدالاقصی را تخریب کردند واکنش شدیدی از سوی مسلمانان نشود!
لذا بسیار بجاست که نگذاریم چنین توهین هایی عادی شود. عوامل این توهین ها باید بفهمند این کارها برایشان هزینه دارد.
2 - اگر دقت کنیم واکنشی که این بار به توهین به پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم شد بسیار شدیدتر از دفعات قبل بود.بی شک یکی از عوامل این اتفاقات وقوع بیداری اسلامی در منطقه است.الان تقریبا امریکا هیچ سفارتی در کشورهای مسلمان ندارد که از خطر حمله مصون بماند و این یعنی جو ضد آمریکایی خوبی در منطقه به راه افتاده است.خصوصا در لیبی که حتی بعضی مردمشان به آمریکا به چشم یک ناجی نگاه میکردند که آنان را از دست قذافی نجات داد این اتفاق باعث شد چهره ی واقعی آمریکا برای آنان شناخته شود.در مصر هم واکنش شدید مردم و کشته شدن تعدادی از معترضین در درگیری های مقابل سفارت آمریکا باعث شد مردم مصر تنفر بیشتری نسبت به آمریکا به دل بگیرند و به تبع این امر دولت هم ناگزیر است با مردم تا حدودی همراهی کند.بطوری که اوباما در پی اتفاقات مصر گفت: ما با مصر نه همپیمان ونه دشمن هستیم(نقل به مضمون).
3 - اگر حکم اعدام سلمان رشدی اجرا میشد بعید بود در دنیا کسی جرأت کند توهین به مقدسات مسلمین کند. رحمت خدا بر امام که با صدور این حکم عزت مسلمانان را احیا کرد و البته تمام هم وغم دشمن همین است که اجازه ی این امر را ندهد.ممکن است برای بعضی ها سوال باشد چرا امام خامنه ای در مقابل این توهین ها حکمی مثل حکم امام صادر نمیکنند.به نظرم شاید یکی از علل این امر این باشد که تا وقتی حکم اعدام سلمان رشدی اجرا نشود صدور حکم دیگر شاید بی معنی باشد به عبارت دیگر در صورت صدور حکم جدید ممکن است بعضی بگویند مگر قبلی اجرا شد که این اجرا شود؟!!! البته سواد بنده در حدی نیست که بخواهم درباره صدور حکم ارتداد که بحثی فقهی است نظر بدهم.چه بسا در آینده موردی باشد که حکم جدیدی هم صادر شود.الله اعلم...
4 - بعضی میگویند آمریکا که میداند ساخت چنین فیلمهایی واکنش مسلمانان را به همراه دارد پس چرا این فیلمها را می سازد؟آیا ما با واکنش به این اتفاقات در زمین آمریکا بازی نمی کنیم؟!!!
پاسخ این سوال در قسمت اول داده شد و نیز باید گفت بعید است آمریکا انتظار چنین واکنش شدیدی را داشته باشد.کشته شدن یک سفیر و چند کارمند سفارت و نیز کشته شدن تعدادی از نیروهای ویژه آمریکا-نیروهای مارینز- و محاصره سفارت های امریکا در چند کشور و... آن هم در اثنای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باعث ایجاد جوی ضد اوباما در این کشور خواهد شد.
5 - ما به عنوان امت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم وظیفه داریم معرفت و محبت خود را نسبت به ساحت ایشان افزایش دهیم.جهل وغفلت، بزرگترین دشمن ماست...
به عنوان حسن ختام حدیثی از امام صادق علیه السلام را که درباره رسول خداست میاوریم:
قال الصادق علیه السلام: اتقوا الله و عظّموا الله و عظّموا رسوله صلی الله علیه وآله وسلم و لا تفضّلوا علی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم احداً، فإن الله تبارک وتعالی قد فضّله...
تقوا پیشه کنید و خدا و رسولش را بزرگ دارید وهیچ کس را برر رسول خدا که درود خدا بر او و خاندانش باد برتری ندهید؛ زیرا خداوند تبارک وتعالی او را برتری داده است...
برچسبها: پیامبر اعظم, توهین آشکار
خورشید دیگری جای پدر نشست
او یک امام بود هرچند بی قیام
اویک رسول بود جبریل شاهد است
در آخرین کلام حرفش نماز بود
اوجعفر خداست،پیری که بود و هست
از ترس بشکند دشمن نماز او
این یک نماز نیست تیغی است روی دست
از پای منبرش بستند دست او
قومی عبا به دوش جمعی قلم به دست
آتش چه می کند با خانه خلیل
کاذب چه می برد از صادق الست
حرف از ثواب شد تشییع آمدند
ای دهر نابکار ای روزگار پست
زیر جنازه اش جمعند عده ای
فامیل بی نماز یا با نماز مست
کاش از ره ثواب جمعی به کربلا
تشییع شاه را بودند پای بست
وقتی افق شکست رأسی طلوع کرد
منبر سنان شد و واعظ بر آن نشست
برچسبها: صادق الست, محمد سهرابی, یاران خمینی, شعر
یک نکته ی کوتاه درباب اجلاس عدم تعهد:
به نظرم یکی از انگیزه های کشورهای شرکت کننده در اجلاس همچنین رییس سازمان ملل این بود که از نزدیک ببینند تحریم ها چقدر بر وضع زندگی مردم تاثیر گذاشته! برگزاری نمایشگاه دستاوردهای علمی در ورودیه اجلاس و نیز امکان سفر هیئت های کشورها به شهرهای مختلف به نظر میرسد یکی از اصلی ترین دلائلش همین باشد که به آنها نشان دهیم تحریم ها آنچنان که غرب میگوید نیست و مردم زندگی عادی خود را دارند.
۲-مصر:
یکی از دوستان که در مباحث جهان اسلام فعال است نکته ای میگفت که درخور توجه بود:
"کلا در مباحث جهان اسلام دید توهمی را باید کنار گذاشت!"
اینکه ما توقع داشته باشیم محمد مرسی در اجلاس عدم تعهد بیاید و مثلا درباره سوریه دقیقا مثل ما موضعگیری کند شاید توقع بیجایی باشد.در عوض باید نیمه ی پر لیوان را دید! اینکه مرسی در این اجلاس از حقوق اسرای فلسطینی صحبت کرد و یا درباره ی حق ایران در دارا بودن انرژی هسته ای سخن به میان آورد همچنین درباره سوریه هم علارغم اینکه علیه نظام حاکم سوریه اعتراض کرد اما دخالت نظامی در سوریه را نفی کرد که این هم به نظر میرسد چیز کمی نباشد. البته شاید از مصر انقلابی توقع بیشتر از این برود اما هنوز باید صبر کرد...
۳- ترکیه:
به نظر میرسد آمریکا- یا بهتر بگویم نظام استکباری حاکم بر دنیا- از چند سال قبل فهمید برای اینکه بتواند از نقش ایران در منطقه و دنیا خصوصا در جهان اسلام بکاهد باید از الگو شدن ایران جلوگیری کند و بهترین راه برای اینکار را معرفی الگویی دیگر در مقابل الگوی انقلاب اسلامی ایران دید! ما به کشور ترکیه باید به دید یک مدل نگاه کنیم که غرب میخواهد در مقابل مدل انقلاب اسلامی آن را به مسلمانان معرفی کند.
مدل ترکیه مدلی است که هم میتواند با اسراییل علی الظاهر مبارزه کند- به تعبیر "علی الظاهر" دقت کنید- و هم میتواند سفارت اسراییل را در خود داشته و حجم زیادی از مبادلات اقتصادی را با رژیم صهیونیستی داشته باشد! آن موقع که جناب اردوغان در آن اجلاس به رییس جمهور رژیم صهیونیستی اعتراض شدیدی کرد فکر میکردم اقدام بعدی او تعطیلی سفارت اسراییل در کشورش باشد اما در کمال تعجب هیچ اتفاقی نیفتاد!
پس از نگاه غرب چه خوب است که مسلمانان دیگر کشورها هم اگر با اسراییل مشکلی دارند به همین قدر بسنده کرده و فقط شعار مرگ بر اسراییل بدهند! زیرا در اینصورت "به خیال خود" هم دِین خود را به فلسطینیان ادا کرده و "وجدانشان راحت شده است" و هم برای منافع ملی کشورشان مشکلی پیش نمیاید...
به مواضع ترکیه در قبال سوریه نگاهی بیندازید! خیلی عجیب است که ترکیه ای که دم از مبارزه با اسراییل میزد و کشتی آزادی به غزه فرستاد اما در این زمینه مواضعش دقیقا همسو با اسراییل است! به نظر شما ترکیه نمیداند نظام حاکم سوریه چقدر به سود حماس و به ضرر اسراییل است؟!!!!
۴- سوریه:
این بار هم غرب دچار اشتباه محاسباتی شد! غربی ها بر این باور بودند که با تجهیز گروه های شورشی و عملیاتهای مداوم آنها و نیز کشاندن جنگ به پایتخت تا پایان ماه رمضان میتوان کار نظام حاکم را به پایان رساند اما دولت بشار اسد همچنان مقاومت میکند و مشغول پاکسازی شهرها است.
نکته ای که بسیار حائز اهمیت است اینکه یکی از اصلی ترین ابزارهای دشمن در سوریه جنگ روانی علیه مردم است.دولت سوریه نباید اجازه دهد در خلال پاکسازی ها و... مردم از بهبود اوضاع ناامید شوند. دولت سوریه همزمان باید در دو جبهه بجنگد: جنگ نرم و جنگ سخت.
شاید اجلاس عدم تعهد در تهران و ریاست ایران بر این اجلاس پشتوانه ی خوبی برای سوریه در جنگ نرم باشد.
۵- بحرین:
در تمام این قضایا مردم بحرین مظلوم ترین مردم هستند؛همین...
برچسبها: تحولات منظقه, سیاسی, یاران, ایران
1. در دنیا صد و نود و پنج کشور وجود دارد که همه ی آن ها به جز تایوان و واتیکان به عضویت سازمان ملل متحد در آمده اند و از میان این صد و نود و سه کشور حدود صد و بیست کشور در اجلاس جنبش عدم تعهد تهران شرکت میکنند.
2. با توجه به حضور نمایندگان بیش از پنج میلیارد نفر از مردم جهان می توان گفت این اجلاس به طور واضح چندین پیام را برای جهانیان مخابره میکند من جمله:
* بی اثر بودن تحریم ها و در مقابل موثر بودن مقاومت در مقابله زورگویان و مستکبران با توجه به آبادانی و اقتدار جمهوری اسلامی ایران علی رغم تبلیغات غرب
* یاوه بودن ادعای انزوای جمهوری اسلامی ایران در سطح بین المللی و در واقع اثبات انزوای آمریکا، رژیم صهیونیستی و حامیانشان
* فرافکنی بودن تبلیغات دولت های غربی در موضوع تروریسم و نشان دادن این موضوع که جمهوری اسلامی نه تنها محوریت ترور نیست، بلکه بزرگترین قربانی و محور مبارزه با آن نیز هست.
* توانمند بودن کشورهای غیر متعهد، در صورت فعالیت و اتحاد، برای تاثیر گذاری بر نظم کنونی جهان - و خصوصا بر سازمان ملل متحد و سازمان های امنیت و حقوق بشر به طوریکه آن ها را از سیطره ی اقلیت ضد امنیت و ضد حقوق بشر در آورده و به مدعیان حقیقی آن بسپارد- با توجه به کثرت آن ها و یک سو بودن برخی مواضع تاثیر گذار آن ها.
* این اجلاس در مورد وقایع منطقه حساس غرب آسیا نیز میتواند مفید باشد. برای مثال به نظر میرسد این اجلاس، بهترین موقعیت برای تقویت نظام بشار اسد، با استفاده از تقویت روابط خارجی سوریه و رایزنی با سایر کشور ها در جهت حمایت از وی باشد. در این زمینه این نکته قابل ذکر است که اگر هر کشوری به جز جمهوری اسلامی، میزبان این اجلاس بود، تحت فشار های تبلیغاتی و سیاسی از دولت سوریه برای شرکت در این اجلاس دعوت نمیکرد، حال آن که دولت و ملت سوریه امروز بیش از هر روز دیگر نیاز به حضور در چنین مجامعی دارند. و البته جمهوری اسلامی هم از این فرصت نهایت استفاده را کرده است.
* این نکته نباید فراموش شود که این اجلاس به طور قطع قطعه ای از پازل نابودی رژیم صهیونیستی است و این مهم را از اظهارات معاون وزیر خارجه مصر، در آغاز اجلاس وزرای امور خارجه و همچنین مفاد بیانیه پایانی تنظیم شده در نشست کارشناسان میتوان فهمید. با توجه به همین مواضع است که رفتار ذلیلانه دولت جعلی حاکم بر فلسطین اشغالی قابل درک است.
* ضمناً آشنا شدن از نزدیک سران صد و بیست کشور با آرا، نظرات و شخصیت حضرت امام خامنه ای هم قطعاً دارای برکات بسیار زیادی برای جهان و جهانیان و امید بخش برای آینده ایشان خواهد بود.
بی صبرانه در انتظار استماع بیانات ایشان خواهیم بود...
کلاً آدم اینجوری ای هستم! هنوز یکسری کوپن از زمان دولت میرحسین، داخل کیف پولم هست. آخر آن موقع ها اوضاع قاراش میش بود، دوبار ثبت نام کردم، دو دوره کپن میگرفتم!... در دولت هاشمی کپن هایم را زورکی خرج کردم. یعنی زورم نرسید نگه دارم... دولت بعدی که آمد، جیره بندی آب شد. گفتند آب کم مصرف کنید. خدایی اش هم کم مصرف کردم. هنوز پنج شش تا بیست لیتری از آن موقع، داخل انبار مانده!... من، فقط سر خرید برگه های ارمغان بهزیستی، گول خوردم! آنهم جلوی کسی رو نکردم که آبرویم نرود... گفتند تحویل سال دوهزار، برق دنیا میرود، ترسیدم نان گیرم نیاید، رفتم پانصد تا نان خریدم! باجناقمان که خیلی ادعای زرنگی اش می شود، به زور سی تا دانه نان گیرش آمده بود. البته همه این نان ها را برای خودم نخواسته بودم، منتها هنوز یک کیسه از نان خشک ها مانده، هرروز یک کمی اش را برمی دارم و خورد می کنم و میریزم جلوی مرغ هایم... به نظرم آدم باید زرنگ باشد، تا بتواند گلیمش را از آب زندگی در ایران، بکشد بیرون. مثلا خود من، همین چندسال پیش، که قیمت برنج دو سه برابر شده بود، اصلاً ککم نگزید. چون تا فهمیدم برنج کم است، رفتم ده تا گونی 5 کیلویی برنج طارم خریدم! شنیدم تا یک هفته، از آن برنج ها در محله مان پیدا نمی شده... کار دولت که معلوم نمی کند، عزا گرفته بودم که چه طوری تا آخر تیر، 1500 لیتر بنزین صد تومانی که ذخیره کرده بودم را استفاده کنم تا هدر نرود و نشود چهارصد تومانی!... آدم باید عقل معاش داشته باشد! من تا با خبر شدم قرار است یارانه ها را هدفمند بکنند، رفتم کل پوشاک مایحتاجم را خریدم. به ماه نکشید، قیمت پوشاک دو برابر شد! تازه حالا از بدشانسی، این خوشه بندی ها را بیخیال شدند، و الّا کلی جان کندم، تا توانستم خوشه سه بشوم، کلی سند به نام این و آن زدم... دَم عید، با اینکه می دانستم شایعه است، ولی رفتم فروشگاه اتکا و هرچه برنج و روغن بود، خریدم! که اگر یک وقت، تناسب عرضه و تقاضا به هم خورد، این وسط به من ضربه ای نرسد!... الآن هم، هرچه دارم از همین بازار سکه و ارز است، برای ما که خیلی سود داشت، مرخصی ساعتی میگرفتم و میرفتم بازار سکه! بله سخت بود! شب نخوابی داشت! الکی که آدم یک شبه پولدار نمیشود! ... به من چه که بقیه عقل ندارند، زرنگ نیستند، مدیریت اقتصادی ندارند! فریزر خانه من، پُر است از بسته های مرغ دولتی. همان روز اول که گران شد، رفتم خریدم. می دانستم اگر تعلل کنم، روزهای بعد، دیگر مرغ دولتی گیرم نمی آید. من معتقدم هر کالایی که خریدار زیاد دارد را، باید رفت و به حد ذخیره خرید. مثلاً یادم است یک وقتی فشار گاز در زمستان کم شده بود، رفتم لوازم خانگی محله مان و هرچی بخاری برقی داشت، خریدم. بعدش که گاز قطع شد، همسایه هامان داشتند از سرما می لرزیدند، ولی ما راحت بودیم!... من نمی فهمم روح هم دردی چیست؟! من نمی دانم جامعه اسلامی یعنی چه؟! من کاری ندارم تحمل شرایط سخت قبل از ظهور، چه دخلی به من دارد؟! اصلا انگار برای کنترل کردن من فقط یک راه وجود دارد، آن هم زور است. یعنی من به غیر زور، زبانی نمی فهمم. به نظرم دلیلی ندارد تا زور بالای سر من نباشد، به توصیه های این و آن عمل کنم!...
2. رفته بودم نماز جمعه، امام جمعه داشت می گفت: حالا اگر مرغ نخوریم که نمی میریم، می شود پروتئین مرغ را از مواد غذایی دیگر تأمین کرد، مگر ما در زمان جنگ، گوشت مصرف می کردیم؟ مردم آن زمان با اشکنه و آب و پیاز داغ خودشان را سیر می کردند. یادمان نرود این چیزها! یادمان نرود که اگر کالایی کم می آمد، مردم آن را بین هم تقسیم می کردند. نه مثل حالا که تا احتمال کم شدن چیزی در بازار می شود، با قیمت چند برابر، یک روزه تمام می شود. این اخلاق اسلام نیست. امیرالمؤمنین می فرماید: الحرص ینقص الرجل و لا یزید رزقه، حرص ارزش آدم را کم می کند و به روزی او نمی افزاید. اینقدر حرص نزنید! یکی از آثار حرص جمعی یک جامعه، فقر جمعی ست! بلایی که اگر جلویش را نگیریم، بر سرمان می آید. امیرالمؤمنین می فرماید: حرص سرآمد بدبختی و فقر است... باید حواسمان جمع باشد...
لیلةالقدرى که در این ماه رمضان است و قرآن صریحاً مىفرماید:“لیلةالقدر خیر مِن الف شهر”، یک شب بهتر است از هزار سى روز – هزار ماه – بسیار مهم است. چرا این قدر فضیلت را به یک شب دادند؟ زیرا برکات الهى در این شب زیاد است؛ نزول ملائکه در این شب زیاد است؛ این شب، سلام است؛ ”سلام هى حتى مطلعالفجر”؛ از اول تا آخر این شب، لحظاتش سلام الهى است. ”سلام قولا مِن ربّ رحیم”. رحمت و فضل الهى است که بر بندگان خدا نازلمىشود. ولیلةالقدر، شب ولایت است. هم شب نزول قرآن است، هم شب نزول ملائکه بر امام زمان است، هم شب قرآن و شباهل بیت است. هم شب قرآن و هم شب عترت است. لذا سورۀ مبارکۀ قدر هم، سورۀ ولایت است. شب قدر خیلى ارزش دارد. همه ماه رمضان، شبها و روزهایش ارزش والا دارد. البته لیلةالقدر نسبت به روزها و شبهاى ماه رمضان، خیلى فاخرتر است؛ اما شبها و روزهاى ماه رمضان، نسبت به روزها و شبهاى بقیۀ سال، خیلى فاخرتر است. باید قدربدانید. در این روزها و در این شبها، همه بر سر سفرۀانعام الهى حاضرید. استفاده کنید.(۲)
در ماه رمضان …- در همۀ روزها و شبها – دلهایتان را هرچه مىتوانید با ذکر الهى نورانیتر کنید، تا براى ورود در ساحت مقدس لیلةالقدر آماده شوید؛ که “لیلةالقدر خیر من الف شهر تنزّل الملائکةوالرّوح فیها باًّذن ربّهم من کل امر”. شبى که فرشتگان، زمین را به آسمان متصل مىکنند، دلها را نورباران و محیط زندگى را با نور فضل و لطف الهى منور مىکنند. شبسِلم و سلامت معنوى – سلام هى حتّى مطلع الفجر - شب سلامت دلها و جانها، شب شفاى بیماریهاى اخلاقى، بیماریهاى معنوى، بیماریهاى مادى و بیماریهاى عمومى و اجتماعى؛ که امروز متأسفانه دامان بسیارى از ملتهاى جهان، از جمله ملتهاى مسلمان را گرفته است! سلامتى از همۀ اینها، در شب قدر ممکن و میسّر است؛ به شرطى که با آمادگى وارد شب قدر بشوید.(۳)
امروز که خداى متعال اجازه داده است که شما زارى، تضرع و گریه کنید، دست ارادت به سوى او دراز کنید، اظهار محبت کنید، اشک صفا و محبت را از دل گرم خودتان به چشمهاى خودتان جارى کنید. این فرصت را مغتنم بشمارید؛ والاّ روزى هست که خداى متعال به مجرمین بفرماید:“لاتجروا الیوم”، بروید، زارى و تضرع نکنید، فایدهیى ندارد؛ ”انّکم منّا لاتنصرون”، این فرصت، فرصت زندگى و حیات است که براى بازگشت به خدا در اختیار من و شماست؛ و بهترین فرصتها ایامى از سال است، که از جملۀ آنها ماه مبارک رمضان است، و در میان ماه مبارک رمضان، شب قدر! شب قدر هم در میان این سه شب است. طبق روایتى که مرحوم محدث قمى نقل مىکند، سؤال کردند که کدام یک از این سه شب - یا آن دوشببیستویکم و بیستوسوم - شب قدر است؛ در جواب فرمودند: چهقدر آسان است که انسان، دو شب - یا سه شب- را ملاحظۀ شب قدر بکند؛ چه اهمیتدارد بین سه شب مردد باشد، مگر سه شب چهقدر است؟ کسانى بودهاند که همۀ ماه رمضان را از اول تا آخر، شب قدر به حساب مىآوردند و اعمال شبقدر را انجام مىدادند! (۴)
یک جملۀ کوتاه در باب اهمیت لیلةالقدر عرض کنم؛ علاوه بر اینکه از جملۀ قرآنى «لیلةالقدر خیر من الف شهر» مىشود فهمید که از نظر ارزشیابى و تقویم الهى، یک شب برابر هزار ماه است. در دعایى که این روزها مىخوانیم، براى ماه رمضان چهار خصوصیت ذکر مىکند: یکى تفضیل و تعظیم روزها و شبهاى این ماه است بر روزها و شبهاى ماههاى دیگر، یکى وجوب روزه در این ماه است، یکى نزول قرآن در این ماه است، و یکى هم وجود لیلةالقدر در این ماه است. یعنى در این دعاى مأثور، لیلةالقدر را عِدل نزول قرآن در ارزش دادن به ماه رمضان مشاهده مىکنیم. بنابرین قدر لیلةالقدر را باید دانست، ساعات آن را باید مغتنم شمرد و کارى کرد که انشاءاللَّه قلم تقدیر الهى در شبهاى قدر براى کشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیرى آنچنان که شایستۀ مردم مؤمن و عزیز ماست، رقم بزند.(۵)
۱) سخنرانى در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى، به مناسبت عید سعید فطر ۷/۲/۱۳۶۹
۲) بیانات در دیدار علما ، طلاب و اقشار مختلف مردم شهر قم به مناسبت ۱۹/۱۰/۷۵
۳) بیانات در جمع بسیجیان بمناسبت هفتۀبسیج۰۵/۰۹/۷۶
۴)بیانات در خطبۀ نماز جمعه تهران۲۶/۱۰/۷۶
۵)بیانات در خطبههاى نماز جمعۀ تهران ۲۳/۸/
قطعا اگر در این روزها از ما بپرسند یکی از مشکلات کشور چیست؟ اغلب مان خواهیم گفت مشکلات اقتصادی یا بطور مشخص تر گرانی را نام خواهیم برد!
3- صبر: آرزوی یک آخ گفتن را در این جنگ به دل دشمن بگذاریم، همین...
"این مطلب در ویژه نامه گرانی کارمیشود."
شکر خدا بخاطر انس با قرآن
خداى متعال را از اعماق دل و همهى زوایاى جان سپاسگزاریم که توفیق انس با قرآن و لذت از تلاوت قرآن را به ما، به ملت ما، به مردم ما عنایت کرده است.
همه چیز در گرو عشق به قرآن
یقیناً هر یک از این جلساتي که براى قرآن و تلاوت قرآن تشکیل میشود و عندلیبان قرآنى در آن نغمهسرائى میکنند، تأثیر بسزائى در تعمیق ایمان و عشق ومحبت ما به قرآن دارد؛ و همه چیز در گرو همین است.
عقاید حق همراه با گل محبت شود
اگر ملتى عقیده به حق را، عقیده به قرآن و معارف اسلامى را همراه کرد با محبت، رنگ و بوى لطیف گل محبت است که میتواند اعتقادات عمیق را در عرصه زندگى انسان بارور کند... آن وقت عرصه، عرصه عمل قرآنى خواهد شد؛ توفیقات، روزافزون خواهد شد.
حل مشکلات؛ نتیجه محافل قرآنی
اگر این محافل قرآنى بتواند دلهاى ما را فراتر از جنبهى عقلانى، از جنبهى عاطفى و علقه ى عشق و محبت، به قرآن نزدیک کند، مشکلاتى که بر سر راه جامعه ى اسلامى است، برطرف خواهد شد؛ این اعتقاد ماست.
بهره بیشتر بردن از قرآن
وقتى انس با قرآن پیدا شد، مجال تدبر و تأمل و تفکر در معارف قرآن به دست خواهد آمد. قرآن را نمیشود سرسرى خواند و گذشت؛ قرآن احتیاج دارد به تدبر، تکیه بر روى هر کلمه اى از کلمات و هر ترکیبى از ترکیبهاى کلامى و لفظى. انسان هرچه بیشتر تدبر کند، تأمل کند، انس بیشترى پیدا کند، بهره بیشترى خواهد برد.
هدیه قرآن به فرزندان آدم
مشکلات هر جامعه اى با قرآن حل خواهد شد. با معارف قرآنى، مشکلات حل میشود. قرآن راه حل معضلات زندگى بشر را به فرزندان آدم هدیه میکند؛ این وعده قرآنى است و تجربه دوران اسلام هم این را نشان داده.
بهره های قرآنی برای ملتهای مسلمان
عزت در سایه قرآن است، رفاه در سایه قرآن است، پیشرفت مادى و معنوى در سایه قرآن است، اخلاق نیک در سایه قرآن است، سلطه و غلبه بر دشمنان در سایه قرآن است. ما ملتهاى مسلمان اگر این حقایق رابدرستى درک کنیم و در راه رسیدن به این هدفها تلاش کنیم، یقیناً بهره هاى زیادى خواهیم برد.
جامعه قرآنی در گرو عمل ما
عمل خودمان را باید قرآنى کنیم... قرآن را که تلاوت میکنید، هر جایى دستورى است، هدایتى است، نصیحتى است، دردرجهى اول سعى کنید آنرا در وجود خودتان، در باطن خودتان، در دل خودتان پایدار کنید و آن را به عمل خودتان نزدیک کنید. هر کدام از ما اگر در عمل این را متعهد شدیم، جامعه پیش خواهد رفت، جامعه قرآنى خواهد شد.
اهمیت حفظ قرآن و نتیجه آن
این مسئله حفظ قرآن که ما قبلاً سفارش کردیم، بحمداللَّه دارد در میان جوانهاى ما انتشار پیدا میکند... وقتى قرآن را حفظ کردید، میتوانید معانى قرآن را درست بفهمید؛ انسان وقتى معناى قرآن را فهمید، میتواند در آن تدبر کند؛ وقتى تدبر کرد، میتواند به معارف عالى دست پیدا کند و رشد پیدا کند. انسان با انس با قرآن، در درون رشد پیدا میکند. روى هر کلمه اى از کلمات و هرترکیبى از ترکیبهاى کلامى و لفظى، انسان هرچه بیشتر تدبر کند، تأمل کند، انس بیشترى پیدا کند، بهره بیشترى خواهد برد.
خواب از چشم انسان مىپرد
"این وضع مسلمانان مستضعف بیچارهى میانمارى است که دهها هزار نفر از آنها امروز با بدترین وضع در بنگلادش زندگى مىکنند. نمایندگان ما به آنجا رفتند و آمدند و خبرهایى به ما دادند که واقعاً خواب از چشم انسان مىپرد! چهقدر امروز دنیا نسبت به حقوق بشر – به معناى واقعى – بىاعتناست! مگر در دنیا صدایى از کسى بلند شد؟! یک مشت چکمهپوش دهها هزار مسلمان میانمارى را با فجیعترین وضع از خانهى خودشان بیرون کردند؛ بچهها و زنان و مردانشان را کشتند؛ اموالشان را غارت کردند؛ هر کس توانسته جان خودش را بردارد، فرار کرده؛ در دنیا هم کسى به کسى نیست؛ نه سازمان ملل حرفى مىزند، نه کمیتهى حقوق بشر فریادى مىکشد، نه صلیب سرخ جهانى احساس مسؤولیتى مىکند، نه این کنفرانسها و مؤسسههاى دروغىِ دفاع از حقوق بشر و دفاع از صلح و غیره حرفى مىزنند؛ کأنه اینها انسان نیستند! این، دشمنى دنیا را با اسلام و مفاهیم و ارزشهاى اسلامى نشان مىدهد؛ این نشان مىدهد که چهقدر نسبت به انسان بىاهتمام و بىاعتنایند و آنچه که دربارهى حقوق بشر و اینگونه تعبیرات مىگویند، حربهیى سیاسى است؛ براى اینکه کسى را در جایى بکوبند؛ کسى را بزرگ کنند؛ دولتى را تضعیف کنند و مردمى را از صحنه خارج نمایند.
متأسفانه این حرفها به گوش افکار عمومى اروپا و امریکا نمىرسد تا بفهمند که زمامدارانشان در دنیا چه دارند مىکنند. مردم ما این حقایق را مىدانند؛ مىدانند که اینها در بیان ادعاهاى بشردوستانه و طرفدارى از حقوق بشر، چهقدر دروغگو هستند. آن سادهلوحهایى که به این حرفها دل خوش کردهاند، آنها باید این مطالب را بشنوند."
امام خامنه اي مدظله العالي در دیدار رمضانیه با جمعی از روحانیون در ۱۴ اسفند ۱۳۷۰
توضیح:
در آذرماه سال ۱۳۷۰ در اجراى اساسنامهى «شوراى نظامى
اعادهى نظم و قانون» که تصریح
بر تبدیل میانمار به یک کشور کاملاً بودایى داشت، فشارهاى نظامیان دولت میانمار بر
مردم مسلمان این کشور – که افزون بر دو میلیون نفراز جمعیت این کشور را
شامل مىشدند – آغاز و منجر به مهاجرت بیش از یکصد هزار نفر از آنان به کشور بنگلادش
شد. مهاجران مسلمان در اردوگاههایى در جنوب شرقى کشور بنگلادش و در شرایطى بسیار
نامساعد استقرار یافتند.
ميانمار كجاست؟
برمه
نام رسمی: اتحادیه جمهوری میانمار
کشوری است در آسیای جنوب شرقی. برمه از شمال شرقی با چین، از شرق با لائوس، از جنوب شرقی با تایلند، از غرب با بنگلادش و از شمال غربی با هند مرز مشترک دارد و از جنوب غربی با خلیج بنگال و از جنوب با دریای آندامان محدود میشود. یک سوم مرز خارجی برمه را مرز آبی تشکیل میدهد. برمه دومین کشور آسیای جنوب شرقی از نظر گستردگی جغرافیاییست. کشور به لحاظ فرهنگی شدیداً تحت تأثیر کشورهای همسایه خود بر پایه بودیسم است که با مؤلفههای محلی نیز آمیخته شدهاست. تنوع قومی در برمه نقش مهمی در سیاست و تاریخ این کشور داشته و کشور همچنان برای غلبه بر تنشهای اجتماعی تلاش میکند. نظامیان پس از کودتای سال ۱۹۶۲ توسط ژنرال نِ وین که منجر به سرنگونی دولت غیرنظامی نخستوزیر او نو شد حاکمیت را در این کشور به دست گرفتند. از آن زمان رهبری برمه تحت کنترل رهبر نظامی شورای صلح و توسعه درآمد. این شرایط تا سال ۲۰۱۱ ادامه داشت، زمانی که شورا به دنبال انتخابات سال ۲۰۱۰ منحل شد مراسم تحلیف ریاست جمهوری دولت غیرنظامی برگزار شد.
گزارشي تصويري از فجايع ميانمار:
http://abna.ir/data.asp?lang=1&id=329229
چه اقداماتی به تولید ملی لطمه میزند؟
مرزهای عملکرد دولت و بخش خصوصی در اقتصاد چیست؟ چه اقداماتی لازم است تا دولت هنگام حمایت از محصولات داخلی دچار سر درگمی نشود و منابعی را که این روزها و با توجه به شرایط تحریمی به سختی بدست میآورد، نادرست و نابهجا تخصیص ندهد؟ چه اتفاقاتی به تولید ملی لطمه میزند؟ اقدامات اجرایی دولت چه باید باشد؟
قبل از ورود به این بحث لازم است بدانیم که صحبت از بخش خصوصی و عملکرد موفق آن تنها در نظامی تحت عنوان اقتصاد آزاد معنا پیدا میکند. البته این آزادی به هیچ عنوان به معنای هرج و مرج و یا عدم حضور دولت نیست بلکه اتفاقاً شرط موفقیت در عملکرد یک اقتصاد آزاد، برخورداری از حمایت و پشتیبانی دولتی مقتدر و کارآمد و صد البته قانونمند و پایبند به تعهدها و حفظ حریم بخش خصوصی میباشد. تجارب تلخ کشورهای سوسیالیستی و نیز کشورهایی که به پیروی از نسخههای صندوق بین المللی پول به یک باره دست به آزاد سازی اقتصاد خود زدند، مؤید مطلب یاد شده است.
این تجارب نشان داد که به همان اندازه که اقتصاد دولتی مطلق قادر به تخصیص بهینهی منابع و بهرهگیری کارا از آن نیست، به همان اندازه نیز در صورت نفی کامل حضور دولت، نتیجهای جز شکلگیری انحصارها و رکودهای عمیق و تورمهای شدید به بار نخواهد آمد. بنابراین شاید بتوان یکی از اهداف مهم تدوین این سلسله نوشتارها را معین کردن مرزهای ظریف اما حساس عملکرد دولت و بخش خصوصی در اقتصاد دانست. به طوری که بتوان این حضور همزمان را یک تعامل سازنده و پیش برنده نامید.
نگرانی اصلی و دغدغهی این نوشتار این است که دولت به هنگام حمایت از محصولات داخلی دچار سردرگمی نشود و منابعی را که این روزها و با توجه به شرایط تحریمی به سختی به دست میآید، نادرست و نابهجا تخصیص ندهد. به خصوص که تجربه نشان داده است که این گونه حمایتهای غلط بیش از هر چیز به تولید داخلی ضربه زده است. بنابراین تلاش خواهیم نمود تا در ابتدا تصویر صحیحی از نحوهی حمایت دولت از تولید داخلی، آثار، پیامدها و پیش نیازهای آن ایجاد نماییم و آن گاه با تکیه بر چنین تصویر صحیحی به ارایهی راهکارهایی برای عملیاتی نمودن این حمایت بپردازیم.
مزیت رقابتی
شاید بتوان کلیدیترین واژه را در بحث تولید داخلی و حمایت از آن، مفهوم «مزیت رقابتی» دانست. این اهمیت از آن جهت است که سنگ بنا و محور تمام بحثهای مربوط به رقابت میان بنگاهها با یکدیگر و همچنین رقابت میان بنگاههای داخلی با رقبای خارجی را مسألهی مزیت رقابتی شکل میدهد. به رغم استفادهی وسیعی که در متون مطبوعاتی و نیز در کلام مدیران اجرایی و حتی گاه نظریه پردازان از این واژه میشود اما متأسفانه به نظر میرسد که مفهوم آن به درستی درک نشده است و از این رو ارایهی تعریفی دقیق از آن لازم به نظر میرسد. هر محصول یا خدمتی که به یک مصرف کننده عرضه میشود بیگمان برای آن فرد سطحی از رضایت خاطر یا در اصطلاح اقتصاددانان مطلوبیت به همراه دارد.
البته هر کالا یا خدمتی دارای ویژگیهای متعددی است که هر یک از این ویژگیها در ایجاد مطلوبیت کل کالا نقش دارد و بنابراین، رضایتی که از مصرف یک کالا برای فرد حاصل میشود، مجموع و برآیند مطلوبیت تک تک ویژگیهای اشاره شده است. به عنوان مثال اگر کالای مورد نظر یک خوراکی باشد، ویژگیهای مهم آن را میتوان مزه، رنگ، نشان، خواص پزشکی و نظر مثبت یا منفی مردم راجع به آن، ماندگاری و فساد ناپذیری، قیمت آن و... دانست.
بدون شک فرد به هنگام خرید این محصول به طور خودآگاه یا حتی ناخودآگاه تمام مشخصههای آن را در نظر میگیرد، آن گاه این مشخصهها را با مشخصههای سایر کالای مشابه مورد مقایسه قرار میدهد و در نهایت یکی را به دیگری «ترجیح» داده و اقدام به خرید آن میکند. مفهوم مزیت رقابتی دقیقاً در هنگام شکلگیری ترجیحات آشکار میشود. به عبارت بهتر «مزیت رقابتی» ناشی از آن دسته مشخصهها و ویژگیهایی از یک کالا (یا خدمت) است که منجر به ترجیح نهایی آن کالا به کالاها (و خدمات) مشابه میشود و عاملی است که موجب برتری و ترجیح عملی محصول یک شرکت نسبت به دیگر شرکتها از سوی مصرف کنندگان میگردد و از این رو نقش اصلی را در میزان فروش یک محصول ایفا میکند.
در ارتباط با این مفهوم به ظاهر ساده و در واقع پیچیده، دانشمندان بحثهای زیادی انجام دادهاند و موشکافانه ابعاد و نحوهی شکلگیری و تشخیص آن را مورد بحث قرار دادهاند. در واقع تنها راه این که علت ترجیح یک کالا به خصوص بر سایر کالاها را بدانیم، درک مزیت رقابتی نهفته در آن است. ناگفته نماند که اگرچه بسیاری از این مزیتها طبیعی و ماهیتی میباشند اما بسیاری دیگر نیز پس از مطالعات فراوان و دقیق از سوی شرکتهای سازنده (با حمایت دولتها) در محصول گنجانده شدهاند و بدین طریق موفق به فتح بازارهای داخلی یک کشور و حتی رسوخ عمیق به بازارهای کشورهای دیگر گردیدهاند.
انواع مزیت رقابتی
دستهبندیهای متعددی برای مزیت رقابتی وجود دارد. اما آنچه که در این مجال طرح آن مناسب و بلکه ضروری است، تبیین و تشریح «مزیت ناشی از هزینهی کمتر» در مقابل «مزیت ناشی از تمایز بیشتر» است که اولی دلالت بر ترجیح یک کالا از سوی مصرف کنندگان به دلیل قیمت کمتر و به عبارت بهتر ارزانتر بودن نسبی است در حالی که دومی تمایز و تفاوت زیاد برخی وجوه یک کالا را نسبت به کالاهای مشابه نشان میدهد. همچنین یادآور میشویم که هر شرکتی در هنگام اتخاذ استراتژی تولید و فروش خود معمولاً تنها خلق یکی از این مزیتها را سرلوحهی کار خود قرار میدهد و بر آن متمرکز میشود. (این موضوعی است که متأسفانه در غالب شرکتهای داخلی در ایران رعایت نمیگردد.) یک مثال خوب از مزیت هزینهای را میتوان استراتژی برخی شرکتهای چینی دانست که با آگاهی از وضع تورم و سطح درآمد پایین در بسیاری از کشورهای آسیایی به رغم این که توانایی زیادی در ساخت محصولات با کیفیت و استفاده از مواد اولیهی خوب و کارگران متخصص دارند، اما با اقدام به کاستن از کیفیت تلاش میکنند تا به مزیت رقابتی هزینهی کمتر دست یابند و در عمل نیز با این استراتژی بازارهای بسیاری از کشورهای یاد شده را اشغال نمودهاند.
در مقابل باید از مزیت رقابتی ناشی از تمایز بیشتر نام برد که حتی با وجود قیمتهای بالاتر، عموماً با اقبال بیشتر مصرف کنندگان مواجه میشود و شرکتهایی که این استراتژی را در پیش گرفتهاند، موفق میشوند کالاهای خود را گاه حتی با چندین برابر قیمت کالاهای مشابه به فروش برسانند. از این گروه میتوان خدمات برخی از شرکتهای هواپیمایی خارجی را نام برد که رمز موفقیت آنها تمایز و تفاوت فاحشی است که مشتریان در مقایسه میان خدمات آنها با خدمات سایر شرکتها احساس میکنند و از این رو با وجود قیمتهای بسیار بیشتر، با تقاضای زیادی مواجه هستند. به عنوان مثال خدمات متمایز بانکهای سوئیس را میتوان یک نوع دیگر از این استراتژی دانست. بسیاری از این بانکها دارای کارکنانی میباشند که هر یک به حداقل چهار زبان بینالمللی مسلط هستند و از این رو به هر مشتری با هر گویشی از اقصی نقاط جهان مشاوره داده و از آنها حمایت میشود و مشتریان نیز به سهولت در امور مالی نیاز خود را در میان میگذارند.
این مسأله مزیتی است که تنها در بانکهای این کشور مشاهده میشود و بر اساس تعریفی که در ابتدای مقاله عنوان شد، مزیتی رقابتی به شمار میرود. مزیت رقابتی دیگری که این بانکها را از سایر رقبایشان متمایز میکند، عدم افشای اطلاعات شخصی و مالی مشتریان در مقابل هیچ دولت یا نهاد بینالمللی است. در مجموع این مزیتها موجب گردیده است که این بانکها بتوانند با وجود سود کمتری که نسبت به سایر بانکهای رقیب به سپردههای مشتریان میدهند همچنان با اقبال مواجه باشند. به طوری که حتی شنیده شده است که برخی از این بانکها سپردههای با سود منفی نیز دارند یعنی در مقابل نگهداری پول و حفظ امنیت آن و نیز عدم افشای اطلاعات از مشتری مبلغی هم دریافت میکنند.
دولت و مزیت رقابتی
لذا مهمترین نکتهای که باید به آن توجه داشت، این است که کار دولت به هیچ عنوان خلق مزیت رقابتی نیست بلکه حمایت از آن است. به عنوان مثال دستیابی به مزیتهای متمایز معمولاً با هزینههای بالایی میسر است که دولت میتواند برخی از آنها را کاهش دهد.
شاید اکنون بتوان به پرسشی که در ابتدا طرح گردید، پاسخی هر چند به اجمال داد. دولت باید از مزیتهای رقابتی ایجاد شده توسط تولید کنندگان داخلی حمایت کند. البته در آینده بیان خواهد شد که دولت هم در مرحلهی ایجاد و خلق مزیت رقابتی و هم در مرحلهی حفظ و گسترش آن میتواند حضور بسیار مؤثری داشته باشد اما با توجه به این که این سلسله نوشتار با هدف روشن شدن فضا و کمک به دولت مردان و نجات آنان از سردرگمی در چگونگی حمایت از تولید داخلی تدوین گردیده است، بیان مفصل این موضوع را در دستور کار خود قرار داده و از این رو نوشتارهای آینده به نحوهی ورود صحیح دولت به عرصهی حمایت از مزیت رقابتی اختصاص خواهد یافت.
امين عسكري - سايت برهان"...بدانید که چیزی از احوال و روزگارتان بر ما پوشیده نمی ماند.
نه اینکه ندانیم بعضی ها پای شان لغزیده و عهدشکنی هایی کرده اند.
خیال نکنید ما شما را همین طور به حال خود رها کرده ایم و یادمان رفته به شما توجه کنیم.
اگر اینطور بود که حال و روزتان خیلی سخت تر می شد،
دشمنان تان شما را خُرد و لگدمال می کردند.
پس تقوا پیشه کنید و پشتیبان ما باشید. "
برگرفته از کتاب "تا همیشه آفتاب"
منبع: بحارالانوار، ج 53 ، ص 175
.
.
.
چرا به انجام واجبات و ترك محرّمات ملتزم نيستيد،
حضرت حجت علیه السلام به همين از ما راضى است؛
زيرا:
« أَوْرَعُ النّاسِ مَنْ تَوَرَّعَ عَنِ الْمـُحَرَّمَاتِ»
پرهيزگارترين مردم، كسى است كه از كارهاى حرام بپرهيزد.
ترك واجبات و ارتكاب محرّمات، حجاب و نِقابِ ديدار ما از آن حضرت است.
حضرت ایت الله بهجت رحمت الله علیه
.
.
.
"گفت برادر دو خواهش دارم از تو... خونها را كنار بزن از روي چشمهايم... تا زنده ام بدنم را سمت خيام نبر..."
گفته اند روضه عمويش را كه بخواني... خود را خواهد رسانيد...
.
.
.
آنچه در ذيل ميآيد، پاسخ آيتالله جوادي آملي به پرسشهايي پيرامون مهدويت است.
1. مسئله وجود مقدس امام زمان(عج) از نظر فلسفي چگونه توجيه ميشود؟ آيا دليل فلسفي بر اثبات وجود آن حضرت وجود دارد؟
درباره وجود مبارك حضرت حجّت(عج) «برهان عقلي بر امكان» اقامه ميشود؛ يعني بر اساس حكم عقل، ممكن است انسان كاملي عمر طولاني داشته باشد.
ما به ديدن عمرهاي كوتاه عادت كردهايم. اما اگر شخصي، از همه علل و عوامل طبيعي آگاه باشد و آنچه براي او سودمند است، فراهم كند و از آنچه براي او زيانبار است بپرهيزد، ميتواند عمر طولاني داشته باشد. اين مسئله خارق عادت است؛ نه خارق عقل. «معجزه» هم چيزي خارق عادت است، نه خارق عقل. علم نيز به چنين چيزي راه نيافته است، زيرا علم به امور عادي راه دارد؛ نه امور غير عادي. كرامت نيز در امور خلاف عادت جاري است.
2. حيات حضرت ولي عصر(عليهالسلام) از نظر علمي چگونه توجيه ميشود؟
اول: حيات طولاني امام زمان(عليهالسلام) بر خلاف عادت است، نه بر خلاف علّيّت؛ يعني به طور عادي كسي نميتواند، هزار يا ده هزار سال زندگي كند؛ اما به صورت غير عادي (خرق عادت) اين كار ممكن است.
دوم: اگر بدانيم انسان چيست و چه كسي بدن او را اداره ميكند، اصلاً اين پرسش براي ما مطرح نميشود؛ براي مثال براي عرفا و حكماي بزرگ، اصلاً چنين پرسشهايي مطرح نميشود.
بنده زماني به دندانپزشك محترمي مراجعه كردم. او ميگفت دندانهاي بعضي صد سال سالم ميماند و نميپوسد؛ ولي اگر فولاد صد سال شب و روز كار كند، فرسوده ميشود. چون اگر فولاد و آهن فرسوده شود، ديگر چيزي جايگزين آن نميشود؛ امّا دندان انسان هر روز عوض ميشود و هر روز سلولهاي جديدي جاي سلولهاي مرده و قديمي را ميگيرد.
با اين توضيح، همه ذرات بدن در حركت و تعويض است و روح آدمي همه حركات اين ذرات را تحت كنترل دارد. حال اگر روح انسان كاملي، بر خلاف عادت (نظم عادي)، بهترين سلولها را جايگزين كند و دقيقترين كنترلها را روي قسمتهاي مختلف بدن داشته باشد، يك انسان كامل ميتواند، ميليونها سال زنده بماند (اين مطلبي است كه در علم پزشكي امروز به اثبات رسيده است).
مُلاي رومي طي مثالي ميگويد: اگر شما روز يا شبي در كنار نهر رواني كه آب آن به آرامي در حركت است، بنشينيد و تصوير خورشيد يا ماه را در آن ببينيد، متوجه ميشويد كه صدها عكس ميآيد و ميرود و شما همچنان خيال ميكنيد كه ساعتها با عكس نخست روبهرو بودهايد، در حالي كه آينهها و عكسهاي متعدد، هر لحظه ميآمدند و ميرفتند.
آب مبدَل شد در اين جو چند بار ...... عكس ماه و عكس اختر برقرار
اين بزرگوار در جاي ديگر ميگويد:
اي برادر تو همان انديشهاي ............. ما بقي تو استخوان و ريشهاي
بنابراين، اگر كسي روح و سلطه آن بر بدن خود را بشناسد، و سَيَلان، حركات و تعويض ذرات بدن را تحت كنترل روح بداند و نيز كمي با حكمت و عرفان آشنا شود، اين اشكال كه چگونه يك انسان ميتواند يك يا دو ميليون سال يا بيشتر بماند، براي او مطرح نميشود. اگر پيوند روح با خالق جهان هستي به اندازهاي بود كه قدرت خاصي ما فوق قدرت افراد عادي يافت، ميتواند همان طور كه بدن خود را ميگرداند، خارج از بدن خود را هم اداره كند، زيرا خارج از روح او هم حكم بدن او را دارد.
وجود مبارك اميرمؤمنان(ع) در خطبه قاصعه نهجالبلاغه ميفرمايد: من در حضور پيامبر اكرمصلي الله عليه و آله و سلم بودم كه مشركان حجاز به پيامبر اكرمصلي الله عليه و آله و سلم گفتند، اگر تو پيامبري معجزهاي (حسّي) بياور تا تو را بپذيريم. آنگاه گفتند: دستور بده نيمي از درختي كه روبروي تو است، از نيمه ديگر جدا شود و به حضور تو بيايد. حضرت فرمود: اگر اين كار را انجام بدهم، ايمان ميآوريد؟ گفتند: بلي. حضرت علي(عليهالسلام) در ادامه ميفرمايد: من ديدم كه اين درخت دو نيم شد و نيمي از آن در جاي خود ايستاد و نيم ديگر حركت كرد و جلو آمد، به طوري
كه شاخههاي آن روي دوش ما قرار گرفت.
مشركان گفتند: دستور بده نيمه ديگر آن هم از جاي خود حركت كند و نزد تو بيايد. پيامبر اكرمصلي الله عليه و آله و سلم اين كار را هم انجام دادند. بعد گفتند: دستور بده دو نيمه درخت به هم متصل شود و در جاي اول قرار گيرد؛ با اين همه، مشركين باز هم ايمان نياوردند.
همه كرامات محال عادي هستند؛ نه محال عقلي كه محال عقلي (مانند 2×2=5) كرامت يا اعجازبردار نيست؛ به هر حال، حيات حضرت وليعصر(عج) محال عادي است؛ نه محال عقلي.
3. دليل قرآني وجود حضرت حُجّت (عج) چيست؟
مرحوم كليني (رضوان اللّه عليه) در كتاب شريف كافي طي بابي از ائمه(عليهمالسلام) نقل كرده است كه به سوره قدر احتجاج كنيد، زيرا در سوره قدر آمده است، هر سال ليلة القدري دارد و فرشتگان در شب قدر، هر سال با همراهي روح (جبرئيل سلام اللّه عليه)، همه احكام و امور را به زمين نازل ميكنند.
وقتي فرشتگان احكام و امور را به زمين ميآورند، بايد آن را به كسي بسپارند، چون افراد عادي نميتوانند ميزبان فرشتگان باشند و احكام صادره را تحويل بگيرند، پس تنها كسي كه در روي زمين مهماندار فرشتگان و تحويل گيرنده اين امور و مقدّرات است، وجود مبارك ولي عصر(عليهالسلام) است، بنابراين با توجه به رواياتي كه مرحوم كليني نقل كرد، از نظر قرآن، در شب قدر كه همه فرشتگان به همراهي جبرئيل(سلام اللّه عليه) يا روح، مقدّرات امور را نازل ميكنند، بايد آن را به كسي بسپارند و به او گزارش بدهند؛ گيرنده اين امور وجود مبارك ولي عصر(ارواحنا فداه) است.
4. چگونه ميتوان امام زمان(عج) را شناخت؟
شناخت بر دو قسم است: «شناخت تاريخي» و «شناخت واقعي» كه از قسم نخست مهمتر است. مسئله مهم اين است كه ما آن حضرت را به حقيقت بشناسيم و ايشان نيز ما را ببيند؛ نه اينكه ما حضرت را ببينيم.
در زمان پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم (كه مقامش از همه امامان بالاتر است) عده زيادي آن وجود مبارك را ميديدند، اما خداي سبحان درباره آنها فرمود: «و تراهم ينظُرُون اِليك و هُم لايُبصرون»؛ آنها را ميبيني كه به تو مينگرند؛ ولي تو را نميبينند. اهل نظر هستند، اما اهل بصيرت نيستند. هنر اين است كه به گونهاي باشيم كه وجود مبارك امام زمان(عليهالسلام) ما را ببينند.
در قرآن كريم آمده است: خدا كه بر همه چيز بصير است، در روز قيامت به عدهاي نگاه نميكند: «ولايُكلّمهم اللّه و لاينظرُ اِليهم يومَ القيامةِ و لايزكّيهم» و نگاه تشريفي خود را نسبت به عدهاي اعمال نميكند.
اگر ما در مسير صحيح حركت كنيم، آن حضرت ما را ميبيند.
"اساسا جنس کار من برآمده از این دست شوخی هاست و هرچه پیش می روم هم بیشتر متوجه این واقعیت می شوم که توالت رفتن و یا صحبت از مسائل جنسی الزاما مطالب رکیکی نیستند.""من آدم رکیکی هستم.تغییر هم نمیکنم.ازنظر من خیلی از این مواردی که شما به عنوان شوخی رکیک ازش یاد میکنید مسائلی است که در تمام زندگی شما در جریان است.هیچ کدام از این بخش ها مثل فحش دادن و مسائل جنسی ، مواردی نیست که نخواهیم از آنها صحبت کنیم."
"تا پیری،هرچقدر آدم بزرگتر می شود متوجه می شود توالت چیز بدی نیست،مسائل جنسی چیز بدی نیست و شما هم بعدا این ها را متوجه می شوی." (1)
جملات فوق، بخشی از اظهارات یکی از کارگردانان سینما و تلویزیون در پاسخ به اهالی رسانه درباره ی استفاده از الفاظ رکیک و شوخی های نامناسب درجهت خنداندن مخاطب در آخرین ساخته ی وی بود.
عدم شرمساری ویا حتی کمی پشیمانی در صحبت های او کاملا مشهود است و البته که سست ، بی پایه ، و به دور از نه تنها اخلاق اسلامی بلکه به دور از اخلاق عرفی بودن این عقاید ناگفته پیدا و اظهر من الشمس است...
در ابتدا قصد داشتم این نوشته را با اظهارات بی شرمانه ی این کارگردان به پایان برسانم که خود گویای خیلی از دغدغه های بنده حقیر و خیلی از شما و نیز تلنگری بزرگ است، اما به نظرم آمد به چند نکته ی دیگر اشاره کنم تا شاید به تعداد افراد دغدغه مند اضافه گردد...
1ـ اینکه سینمای ایران به کدام سمت حرکت می کند که یک کارگردان بی قید و بند نسبت به اخلاق ، می تواند اینگونه عقاید باطل و نادرست خود را بیان کند و حتی در پاسخ به انتقادات، با کمال بی شرمی از آنها دفاع کند؟! آیا سینمای کنونی ما مروج فرهنگ انقلاب اسلامی است یا مروج فرهنگ پوشالی و متزلزل غرب؟
سینمای ایران به کدام سمت حرکت می کند که آن بازیگر پس از دریافت آن سیمرغ بلورین که نه! آن سیمرغ "دروغین" جشنواره فجر،در رسانه ی ملی حضور پیدا می کند و عقیده اش را اینطور بیان می کند که در داوری جشنواره نسبت به فیلم های دفاع مقدس و سایر موضوعات،تبعیضی ایجاد شده به نفع ژانر دفاع مقدس!!!
همه میدانیم که اینطور نیست،اما مگر تو حضورت را از همین دفاع مقدس نداری؟حال ازینکه یک فیلم ارزشی، ازقضا!!!!به عنوان فیلم برتر انتخاب شده به سوزش آمدی؟؟؟کاش میدانستی تو هم مشمول قاعده ی جذب حداکثری این نظام مقدس شده ای...وحالا هم که اسم و رسمی به هم زده ای به لطف جمهوری اسلامی و خون هزاران جوان است که راست راست رویشان پا میگذاری...کاش میدانستی!
2ـ اینکه مسئولین سینمایی ما به کدام سمت حرکت میکنند که تریبون نماز جمعه و مردم در یک طرف قرار میگیرند و مسئولان سینمایی و وزارت ارشاد همراه با سازندگان فیلم های ضدارزش و منفور از دیدگاه مردم و منتقدین در طرف دیگر؟؟؟
3ـ تا کی باید شاهد ساخت فیلم هایی باشیم که موضوع و هدفشان هیچ سنخیتی با نام جشنواره فیلم فجر ندارند؟؟؟
چرا مسئولان سینمایی ما فراموش کرده اند که برای برپایی این جشنواره ها ، خون هزاران نفر از پیر و جوان این کشور بر زمین ریخته و صد ها نفر سخت ترین شکنجه ها را تحمل کرده اند ...
4- ترویج ضد ارزش ها ، مورد پسند هیچ کدام از ابعاد این انقلاب نیست.پس چطور شاهد گسترش آن در یکی از بزرگ ترین رسانه های فرهنگی، که از دستاوردهای انقلاب اسلامی می باشد، هستیم؟
5ـ وظیفه ما چیست؟
لازم است کمی به سیر فیلم های ساخته شده ی اخیر دقت کنیم.شاید متوجه شویم که این سلسله فیلم های دور از اهداف اسلام و انقلاب،یک لالایی آرام و بی سروصدا در گوش مردم زمزمه میکنند تا بیداری فرهنگی این ملت را به خوابی خطرناک تبدیل کنند! باید ثابت کنیم که ماخوابمان نمی آید!!!
اما مهم ترین نکته این است که ما وظیفه ی خود را بشناسیم.وآن انتخاب صحیح آثار فرهنگی است.دیگر دوران آن گذشته که برای تفریح به سینما برویم و یا برای گذراندن وقتمان پای سریال ها بنشینیم.شناخت لازم است.حالا وقت آن شده بیشتر از وقتی که برای دیدن یک فیلم میگذاریم برای تحلیل و بررسی آن بگذاریم و بفهمیم که حرفش چه بوده؟وشاید بهتر ازآن، این باشد که هر فیلمی را نگاه نکنیم.کمی مطالعه راجع به فیلم ها قبل از تماشای آنها ، کمک بسیاری به ما خواهد کرد در جهت تکریم فیلم های ارزشی و عدم ترویج یک محصول غیرفرهنگی!!! حال درهرژانری که باشد...واینطور است که سینمای احیاکننده ی ضدارزش های اسلامی کنارگداشته خواهد شد.
راستی آقاجان! شما چگونه فیلمی را می پسندید؟سرگرم کننده یا محتوایی؟و چرا؟
"يكي سينماي سرگرم كننده اي كه معنايش «پوچ» خواهد بود؛ هيچ چيزي ندارد جز اينكه ساعتي انسان را مشغول به خود كند و وقت انسان را بكشد؛ فقط اين فايده را دارد. نوع ديگري سينمایی كه محتوايي دارد و آن محتوا براي مردم و آرزوها و ايده آل هاي آنان است. طبيعي است كه دومي را انتخاب مي كنم و اولي را رد مي كنم. چرا؟ براي اينكه قبلا شما گفتيد، آن سينمايي كه احياكننده ضدارزش هاي اسلامي است، كنار گذاشته مي شود. من مي خواهم ببينم سينمايي كه بيكاري و لغو را عملا به انسان مي آموزد، اين در خدمت كدام ارزش اسلامي مي تواند باشد؟" (2)
بله بله، واقعا نمیتواند خدمتی به احیای ارزش ها کند،وچه بسا صدمه هم برساند!
ما هم همگی اینطور فیلم هارا می پسندیم، چون شما می پسندید!
در فیلم نگاه کردن هم لبیک یا امام...
همیشه یاعلی مدد!
1- خبرگزاری مهر
2- مصاحبه ی امام خامنه ای – 27 سال پیش با جشنواره فیلم فجر-رجانیوز
وقتی یک انقلاب رهبر نداشته باشد
1- قاعده این است وقتی مردمی انقلاب میکنند در انتخابات پس از انقلاب حضور پرشوری داشته باشند تا بتوانند به اهداف انقلابشان جامه ی عمل بپوشانند.اما در دور اول انتخابات ریاست جمهوری مصر حدود 50درصد واجدین شرایط شرکت کردند!عجیب نیست؟!
2- فردی که از بزرگان رژیم سابق است با اینکه همه میدانند او مرتکب جنایتهای
بسیاری شده اما به راحتی در انتخابات نامزد شده و به عنوان نفر دوم به دور بعد راه
میابد!
از آن طرف فردی که در دوران رژیم سابق مبارزه کرده و زندان رفته است(خیرت شاطر از
اعضای ارشد اخوان المسلمین ) به دلیل سوءسابقه!!!!- یعنی همان زندان رفتن در زمان
مبارک آن هم به دلیل مبارزه علیه رژیم- نمیتواند در انتخابات نامزد شود!
3- پس از انقلاب مجلس قانون اساسی برای تدوین
قانون اساسی جدید تشکیل جلسه میدهد، اما در همین جلسه رأی به انحلال مجلسی میدهند
که برآمده از همین انقلاب است!
4- انقلاب مصر که پیروز شد
همه انتظار داشتیم مبارک سوار هواپیما شده و فرار کند اما نکرد! برایم جای سوال
بود که آیا نمیترسد که توسط انقلابیون دستگیر و یا کشته شود؟!!!
اما وقتی دادگاه محاکمه حسنی مبارک و رأی نهایی این دادگاه را دیدم فهمیدم مبارک احتمالا
میدانسته خبری از اعدام و... نیست!
حال سوال اینجاست: مردم که در صحنه هستند و
مراقب انقلابشان؛ اشکال کجاست که این اتفاقات بعضا خنده دار وتعجب آور پیش میاید؟
این حوادث نشان دهنده ی این است که مصر هنوز همان ساختارهای حکومتی قبل از انقلابش
را حفظ کرده و انقلاب هنوز وارد سیستم حکومتی نشده است(و یا به عبارت بهترغربی ها
خصوصا آمریکا نمیخواهند اجازه دهند انقلاب وارد حکومت شود)
اما چه کسی باید اینکار را بکند و انقلاب مردم را به سمت نظام سازی هدایت کند؟
یک انقلاب بیش از هر چیز به رهبری نیاز دارد که
بتواند پتانسیل بوجود آمده از حضور مردم را به سمت وسوی درستی هدایت کرده و از
ظرفیت عظیم مردمی برای پیشبرد اهداف انقلاب و نیز جلوگیری از انحراف آن از اصول استفاده
کند. در مصر هنوز هستند مردمی که بدلیل فقر شدید و یا کم سوادی(درصد زیادی از مردم
مصر حتی از سواد برخوردار نیستند!) امیدی به تغییر وضعیت ندارند لذا خود را از
تغییر وتحولات کنار کشیده اند. این دسته از مردم باید به نحوی خود را در انقلاب
دخیل دانسته و وارد میدان شوند که وجود یک رهبر و قائد میتواند آنان را به تحرک
وادارد.
البته این کار- یعنی هدایت معنوی انقلاب مصر در مسیر درست- را تا حدودی کشور ما با
روشهای مختلفی مثل برگزاری همایش ها و... دارد انجام میدهد اما وجود رهبری که خود
در صحنه باشد سرعت انقلاب را بیشتر میکند. هرچند امید است با پیروزی اسلامگرایان
در انتخابات ریاست جمهوری تا حدودی این اتفاق بیفتد و انقلاب مصر با شتاب بیشتری
جلو برود.
از این ها بگذریم؛ همه ی این حرفها را زدم که
بگویم قدر انقلاب خود و ولایت فقیه را بدانیم.وقتی به تحولات مصر نگاه میکنم
میبینم فرق انقلابی که رهبر داشته باشد با انقلابی که رهبر نداشته باشد از زمین تا
آسمان است و فرق انقلابی که بنیانگذارش امام خمینی (ره) باشد با
انقلابی که بنیانگذارش هر کس دیگری باشد از آسمان اول است تا هفتم!
اینجاست که ولایت فقیه خود را نشان میدهد.اینجاست که تئوری حکومت اسلامی خود را
نشان میدهد و شاید یکی از هنرهای بزرگ امام همین بود که توانست این تئوری را به
عمل تبدیل کند.انقلابی که رأسش ولی فقیه باشد هیچ وقت منحرف نمیشود و نمیتوان آن
را به بازی گرفت. انقلابی که رأسش ولی فقیه باشد یک تفکر پویا پشت آن خوابیده که
برای تمام مراحل انقلاب برنامه دارد.این همان چیزی است که کمبود آن در انقلاب های
منطقه حس میشود ...
فکرش را بکنید هر کدام از این قیام های منطقه یک امام خامنه ای داشتند که
انقلابشان را هدایت میکرد.آن وقت ظرف همین یک سال واندی که گذشته، اسرائیل و
آمریکا باید بساطشان را نه از خاورمیانه که از دنیا جمع میکردند...
البته کسی چه میداند شاید یک امام خامنه
ای برای همه ی اینها کافی باشد.لبنان را ببینید که چگونه یک شاگرد امام خامنه ای
اسرائیل را به سخره گرفته است دیگر خودش که جای خود دارد...
برای اینکه تو نیامدی...
شهید فرامرز ملایری:
شما که هی نق میزنید؛ یک لحظه فکرکنید که برای این انقلاب چکارکرده اید؛ چقدر وقت گذاشته اید؟ چقدر برای حرکت و پیشرفت آن فعالیت نموده اید؟ حتی برای انقلاب و اسلام با زبانتان هم کمک نکرده اید. ما از انقلاب و اسلام طلبکار نیستیم؛ ما بدهکاران به انقلابیم؛ حتی اگر تمام زندگی و تمام خانواده و هرچه داریم بدهیم و هدیه کنیم باز هم بدهکاریم. ما چیزی نداریم از خودمان؛ هرچه هست از آن خداست؛ ما بدهکاریم؛ به خاطر اینکه خداوند ما را در مقطعی از زمان حیات بخشیده است که دو راه حق و باطل کاملا از هم جداست و کاملا متمایز است. آنها که راه حق را در پیش گرفته اند؛ مگر راهی غیر از مبارزه با باطل دارند؟ این دستور خداست که باید با باطل مبارزه شود؛ اگر غیر از این باشد مگر میتوان به آن حق گفت؟ این عبادت است که به مبارزه با کفر و باطل انگیزه میدهد. انسان مذهبی بی تفاوت به درد لای جرز هم نمیخورد...
امام خامنه ای مدظله العالی:
امروز دشمن جبهه وسیعی را با استفاده از ابزارهای موثر، خطرناک و کارآمد و نیز با بهره گرفتن از علم و تکنولوژی تشکیل داده است تا جمهوری اسلامی را هدف یک یورش همه جانبه فرهنگی قرار دهد. مقابله با این تهاجم بسیار خطرناک و ویرانگر، نیازمند هوشیاری و استفاده از ابزار و روشهای مشابه دشمن و با شیوه های جایگزین آن است.
شهید مهدی باکری
شهید مهدی باکری به تمامی کسانی که برای مرخصی به پشت جبهه بازمیگشتند سفارش میکرد که هرکس از شما پرسید چرا در این جنگ پیروز نمیشویم؟ پاسخ دهید: "برای اینکه تو به جبهه نیامدی."
تحولات منطقه؛ جنگی تمام عیار بین ایران وآمریکا
سال2005 «کاندولیزا رايس» هنگام گفتگو با «ايهود اولمرت» نخست وزير رژيم صهيونيستي اعلام كرد: «زمان ايجاد يك خاورميانه جديد فرارسيده است. در حال حاضر بايد به افرادي كه نمي خواهند خاورميانه جديد را مشاهده كنند بايستي نشان دهيم عاقبت پيروز خواهيم شد. »
اما چند سال بعد رهبر انقلاب اسلامی در دیدار با مبارزان فلسطینی فرمودند: بدنامى آمريكا و بدنامى غرب برطرف نخواهد شد. اينها همچنان بدنام خواهند بود. شكى نيست كه بر اساس حقايقى كه خداى متعال تقدير كرده است، خاورميانهى جديد شكل خواهد گرفت. اين خاورميانه، خاورميانهى اسلام خواهد بود(بیانات در ديدار شركت كنندگان در افتتاحيهى همايش غزه-8/12/88)
بنظر میرسد تحولات منطقه دقیقا جنگ ایران و آمریکاست بر سر
خاورمیانه جدید!
سال 2008 که درگیری بین گروه شیعه جیش المهدی و
ارتش آمریکا در عراق به اوج رسیده بود به پترائوس - فرمانده وقت نیروهای آمریکایی
در عراق- يك تلفن داده شد كه در آن يك پيامك از سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی
قدس، ارسال شده بود. به نوشته روزنامه گاردین، متن آن پیام به این شرح بود: «ژنرال
پترائوس، شما باید بدانید که من، قاسم سلیمانی، هدایت سیاست ایران در زمینه عراق،
لبنان، غزه و افغانستان را برعهده دارم. سفیر ایران در بغداد هم عضو نیروی ویژه
قدس است. فردی که جایگزین او خواهد شد نیز عضو نیروی قدس خواهد بود.»
در عراق نیروهای آمریکایی پس از حدود 10سال از آغاز حمله به این کشور علاوه بر
تلفات بسیار، بدون دستاوردی خاص مجبور به ترک آنجا شدند، ترکی که همه از آن به
شکست آمریکا از ایران در عراق تعبیرکردند.
در مصرپس از تحولات اخیر به دو انتخابات اخیر(پارلمان و ریاست جمهوری) نگاهی بیاندازید.دعوا بر سر دو تفکر است: تفکری که منجر به ورود اسلامگرایان ضد صهیونیست در دولت مصر و به تبع آن شکست سیاست های چندین ساله ی آمریکا واسراییل خواهد شد و تفکر دیگر ادامه همان سیاست های قبلی دوران مبارک توسط شخصی دیگر! خودتان قضاوت کنید که ترس آمریکا ومتحدانش از برسر کار آمدن این اسلامگرایان چیست؟!!!آیا نمیترسند انقلاب اسلامی دیگری (البته نه در حد و اندازه های انقلاب اسلامی کشورمان) در همسایگی دیوار به دیوار اسراییل اتفاق بیفتد؟!! انقلابی که اگر از ایران و رهبر آن الهام بگیرد(که گرفته است وتسخیر سفارت اسراییل در مصر یکی از همان الهامات بود.) میتواند به آزادی فلسطین و قدس منجر شود؟!!! تمام تلاش آنها این است که اجازه تشکیل دولتی انقلابی و متأثر از ایران را در مصر ندهند... والبته این دعوا هنوز ادامه دارد.
در سوریه که وجود چنین جنگی بین ایران وآمریکا بدیهی است.به
نظرتان چرا غرب نمیخواهد شخصی مثل بشار اسد در رأس سوریه باشد؟!!! آیا دلشان برای
مردم سوریه و نبود دموکراسی میسوزد که
اگر اینگونه بود دلشان برای مردم بحرین باید بیشتر میسوخت...
مشکل آنها با دولت کنونی سوریه حمایت آن از مقاومت و همکاری نزدیک آن با ایران
است. به عبارت دیگر سوریه را به عنوان محلی میبینند که ایران با استفاده از فضای
موجود آنجا به راحتی میتواند به حمایت حزب الله پرداخته و اسراییل را تهدید کند. درنتیجه
تمام تلاش آنها ناامن کردن سوریه برای ایران است و بهترین راه، برسر کارآوردن
دولتی آمریکایی-اسراییلی در آنجاست.
از این دست نمونه ها زیاد است.یمن، بحرین و... همه وهمه جبهه
های جنگ بین ایران و آمریکاست، ایران به عنوان نماد جبهه حق وآمریکا به عنوان نماد
جبهه باطل...
و به فرموده ی خمینی کبیر: جنگ ما جنگ عقيده است، و جغرافيا و مرز نمىشناسد. و ما
بايد در جنگ اعتقادىمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم. ان شاء
اللَّه ملت بزرگ ايران با پشتيبانى مادى و معنوى خود از انقلاب، سختيهاى جنگ را به
شيرينى شكست دشمنان خدا در دنيا جبران مىكند. و چه شيرينى بالاتر از اينكه ملت بزرگ
ايران مثل يك صاعقه بر سر امريكا فرود آمده است.(قسمتی از پیام به مناسبت قبول
قطعنامه)...
پیام مردم ، انتخاب نمایندگان
۱ـ مشارکت ۶۴% مردم در انتخابات مجلس نهم. هم درصد بالای حضور، معنا دار بود؛ هم انتخاب نمایندگان.
۲ـ مردم علیرغم تمام هجمهها آمدند؛ اما این بار بر خلاف روال مجالس قبلی، نزدیک به دو سوم نمایندگان را جابجا کردند. یعنی تنها حدود یک سوم نمایندگان مجلس هشتم به مجلس نهم راه یافتند.
۳ـ تقریبا همگان به این پیام مردم اذعان داشتند : تغییر رویکرد مجلس هشتم.
۴ـ با اینکه اختیارات رئیس قوه مقننه و هیئت رئیسه با اختیارات رئیس قوه مجریه و رئیس قوه قضائیه قابل مقایسه نیست؛ اما نظارت بر اجرای آیین نامه داخلی، تنظیم بررسی لوایح و طرحها، حتی در مواردی تعجیل یا تأخیر در تذکر و سؤال و استیضاح و همچنین شرکت در بسیاری از نهادهای مهم کشور نظیر مجمع تشخیص مصلحت و شورای عالی انقلاب فرهنگی، نقش ممتازی به او میدهد.
۵ـ یک خبر شوک آور : نمایندگان مجلس نهم بر خلاف پیام مردم، همان ترکیب رئیس و نواب رئیس مجلس هشتم را بر این مسئولیت گماشتند.
۶ـ مواضع این آقایان در فتنه ۸۸ نیز قابل تأمل جدی است. به عنوان نمونه :
آقای علی لاریجانی در جلسهای انتخاباتی در تاریخ ۱۲ /۲ /۹۱ : «معلوم نیست تئوری ساکتین فتنه از کدام کُره نازل شده است؟ ... دائما از ساکتین فتنه، مارقین فتنه و راکبین فتنه صحبت میکنند. تا کی قرار است این سخنان را مطرح کنید و ادامه دهید؟ چه چیزی عاید شما میشود؟ شما چقدر به فکر جامعه اعتنا میبخشید؟ مگر آنکه دنبال قبیله گرایی هستید.» (منبع : هفته نامه ۹ دی ، شماره ۴۹)
۷ـ مقایسه پیام امام خامنهای در افتتاحیه مجالس هشتم و نهم و چگونگی تجلیل از دو رئیس مجلس (آقایان حداد عادل و لاریجانی) نیز بسیار معنا دار است :
همچنین لازم است كه به اقتضای قدرشناسی و انصاف، از عموم نمایندگان مجلس هفتم بویژه از رئیس فرزانه و پرتلاش و بُردبار مجلس جناب آقای دكتر حدادعادل و هیئت رئیسه محترم آن تشكر كنم. (۷ /۳ /۱۳۸۷)
همچنین لازم است از عموم نمایندگان مجلس هشتم و رئیس و هیئت رئیسهی محترم آن، به خاطر خدماتی كه در دورهی مسئولیت خویش بر آن توفیق یافتند، صمیمانه تشكر كنم. (۷/۳/۱۳۹۱)
۸ـ اولین انتخاب نمایندگان مجلس نهم، فضای ذهنی حداقل بخشی از جامعه را نسبت به امیدوار بودن به این دوره مجلس، در هالهای از ابهام فرو برده است.
بدان امید که با دقت بیشتر نمایندگان، شاهد مجلسی در خط ولایت و در مسیر رفع مشکلات مردم و به دور از هرگونه مسائل پشت پرده باشیم.
۹ـ توصیه آخر : اكنون در طلیعهی مجلس نهم، اصلیترین توصیهی اینجانب به نمایندگان محترم آن است كه در جایگاه خطیری كه با رأی مردم به دست آوردهاند، تنها به مسئولیت الهی و اَدای وظیفهی سنگین نمایندگی از ملّت بیندیشند و انگیزهها و حُب و بُغضهای شخصی و گروهی و طائفی و محلی را در قانونگذاری كه مهمترین وظیفهی مجلس شورای اسلامی است و نیز در نظارت بر اجرای قانون و البته در موضعگیریهایی كه فضای كشور را تحت تأثیر قرار میدهد، دخالت ندهند. (پیام امام خامنهای به مناسبت افتتاح مجلس نهم)
فقط نگذارید حرف امام زمین بماند...همین!
وصیت نامه ی شهید احمدرضا احدی
در سه اندازه
دانلود برای رایانه![]()
دانلود برای گوشی های اندروید
دانلود برای گوشی های معمولی![]()
